على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

67

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

المغفور و السالكين المبرور ، زبدة المشايخ العظام و اسوة ارباب الحقايق فيما بين الانام ، الشيخ الفاضل السالك الكامل پير سليمان دارابى الرشتى جعل اللّه تعالى من الآمنين الفائزين الّذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ، فى ذى الحجه سنة ثلث و خمسين و اربعمائه ( 453 ) تقبّل اللّه تعالى من السلطان العادل مدّ ظله العالى هذه المبره و ساير المبرات و الخيرات و رزقه يوم القيامه المراتب العظمى و الدرجات الكبرى و خلّد اللّه ظلال عظمته و سعادته و جلالته فى الدنيا على ما يهوى و يتمنّى و ضاعفه الحسنات ) . اين صندوق راستى قابل اينست كه از راههاى دور به تماشاى آن بيايند . شرح اين شيخ كامل و اصل را جناب شيخ عطار قدّس سره در كتاب تذكرة الاولياء مفصلا متعرّض است كه چقدر فقير زحمت كشيده‌ى زحمت‌ديده‌اى بوده است . ترويحى تقديم كرده از آنجا آمديم به باغ مديريّه جناب مدير الملك . خودش بود . بعد از غروب رفتيم منزل . امشب توفيق رفيق چندين نفر شده به شرف فقر مشرف شدند . مولى قبولشان فرمايد و بر صفايشان بيفزايد . در رشت - روز جمعه بيستم ( 20 ) : صبح جناب امير اكرم آمدند منزل ما ، با هم رفتيم به باغ مديريّه كه امروز جناب مدير الملك ما را مهمان كرده است كه وضع كشتى گرفتن گيلانيها و گاو جنگى را نشان بدهد . مثل روز اسب دوانى طهران است . در همهء كوچه‌ها جمعيت مردم مرد و زن ديده مىشدند كه به مديريه مىرفتند . دم درب باغ مديريه پياده شديم . خيلى روز و جمعيت و تماشاى غريبى بود . زياده از ده‌هزار نفر براى تماشا در چمن جلوى عمارت جمع شده بودند . موزيك نظامى و سازنده‌ها و بازيگرها مشغول شدند . اول تماشاى كشتى گرفتن گيلكها را كرديم . واقعا كشتى است . لخت مىشوند و يكديگر را به قصد كشتن مىزنند . به هرجا كه خورد خورده باشد . بعد تماشاى گاو جنگى كرديم . گاوهاى جنگى را ( ورزو ) مىگويند و فقط محترمين رشت براى دعوا انداختن نگاه مىدارند . خيلى بزرگ هستند با شاخهاى بلند و كوهان‌هاى افتاده ، خيلى چاق كه كمتر بلكه هيچ گاو بدان چاقى در طهران نديده بودم . اين گاوها تقريبا وحشى هستند به‌طورى كه مردم درحين عبور از آنها مىگريزند و حال آنكه